109در جريان شفاعت، شفيع به نحوى موجب تغيير اراده مولا مىشود تا او بر خلاف آنچه از ابتدا اراده كرده است، كارى كند. بنابراين حاكم با پذيرش چنين شفاعتى از اراده خود منصرف مىشود. در چنين مواردى از دو راه مىتوان در حاكم تأثير كرد: اگر او عادل است شفيع تنها با توسعه دادن آگاهىهاى وى ممكن است كارى كند حاكم بر خلاف رأى نخست خود حكم كند. در صورتى كه وى ظالم باشد و با رابطه (و نه ضابطه) اراده خود را پيش مىبرد محتمل است شفاعت افراد مقرب را درباره فردى بپذيرد. از آنجايى كه هم خطاى حكم و هم ظلم از خداى تعالى محال است لذا پذيرش شفاعت نيز ممكن نخواهد بود. 1به عبارت ديگر، شفاعت تنها در صورت قابل تغيير بودن علم و اراده مولا شدنى و معقول است. حال آنكه خداوند متعال حاكمى است كه علمش ازلى و خطاناپذير است و ارادهاش نيز به جهت استناد به علم او، تغييرناپذير. پس خداوند هر آنچه براى آگاهى بندگان لازم است (مانند تبشير و انذار، ارسال پيامبران و اتمام حجت و...) انجام داده است و از اين پس هر آنكس كه مرتكب سيئهاى شود شايسته جهنم است و اگر حسنهاى انجام دهد بهشتى خواهد بود. پس در محضر چنين حاكمى از هيچ شفيعى كارى ساخته نيست. در پاسخ اين شبهه كه در برخى از منابع تفسيرى نيز مطرح شده است 2 مىتوان گفت علم و اراده خدا البته ازلى است ولى معلومات او دائماً تغيير مىكنند. او از ازل همه چيز را مىداند، به خوبى آگاه است كه چگونه معلومات متغير را تدبير كند. در مورد هر كسى خدا مىداند در چه زمانى متولد مىشود، چه وقت به سن تكليف مىرسد، گاه معصيت مىكند و برخى از معاصى او را مستحق مجازات خواهد كرد... البته درباره همو نيز مىداند كه