108حق تعالى، آن حكم همواره و در مورد همگان به اجرا درآيد و هنگام عمل به آن هيچ استثنايى در كار نباشد. 1 برخى در تقرير اين ايراد گفتهاند: شفاعت موجب اختلاف در سنت الهى و تغيير آن مىشود زيرا امر از دو حال خارج نيست: يا آنكه به جهت رعايت عدل، شفاعت شامل همگان شود و عذاب از همه مجرمان برطرف گردد و يا آنكه شفاعت تنها شامل برخى از مجرمان گردد. در صورت اول گرچه اين امر با عدالت الهى منافاتى ندارد وليكن نقض غرض به شمار مىآيد. در صورت شمول شفاعت براى برخى از گناهكاران بايد گفت از آنجايى كه گناهان همه يكجورند و مجرمان نيز با هم تفاوتى ندارند و در خروج از منهاج عبوديت مشتركند اگر شفاعت تنها به برخى از آنها تعلق گيرد مىتواند به معنى وجود اختلاف در فعل الهى و تغيير در سنت الهى باشد. لذا هيچگاه شفاعت تحقق نمىپذيرد. 2
در پاسخ به اين ايراد مىتوان گفت از مجموعه آيات قرآنى تنها مىتوان دريافت كه سنت الهى تخلفناپذير است ولى اين آيات بيانگر سنتهاى الهى نيستند. چرا تنها «عدل» سنت تغييرناپذير الهى باشد و بر اساس آن خدا شفاعت هيچكس را در مورد گناهكار نپذيرد؟ سنن الهى را بايد از اسماء حسناى او به دست آورد. هر يك از اسماء خداى متعال، مجراى سنتى از سنن اوست. خدا در عين منتقم بودن، غفار نيز هست. و حكمت خدا تعيين مىكند كه هر يك از اسمائش را در مورد چه كسى و با چه شرايطى به اجرا گذارد. از سوى ديگر چگونه مىتوان ادعا كرد كه ميان گناهان و گناهكاران فرقى وجود ندارد؟. 3
اشكال سوم: پذيرش شفاعت از سوى خداوند مستلزم تغيير علم و اراده الهى است.