67يك عرب بيابانى وارد شد و گفت: السلام عليك يا رسول الله سمعت الله يقول: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جٰاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّٰهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ....)، اى رسولخدا اكنون به نزد تو آمدم در حاليكه از گناه خويش استغفار و تو را در پيشگاه پروردگارم شفيع قرار مىدهم، پس از آن اشعارى در مدح رسولخدا (ص) به اين صورت سرود:
ياخير من دفنت بالقاع مااعظمه
فطاب من طيبهن القاع
نفسى الفداء لقبر انت ساكنه
فيه العفاف و فيه الجود و الكرم
و پس از آن مرد عرب از كنار قبر رسولخدا (ص) دور شد در حالى كه چشمانم مرا با خود برد و رسولخدا (ص) را در خواب ديدم، حضرت فرمود اى عتبى برو و مرد عرب بيابانى را پيدا كن و او را بشارت ده به اين كه خداوند متعال وى را بخشيده است.» با وجود امكان دلالت آيه بر مطلوبيت استغفار براى اموات، آيه (إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ ذٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا)؛ (توبه: 80) با مطلوبيت استغفار براى اموات منافات ندارد، زيرا همان طور كه عبارت «ذلك بانهم كفروا» و نيز شأن نزولهاى بيان شده براى آيه نشان مىدهد،آيه از استغفار براى اموات مشرك نهى مىكند، و استغفار براى اموات ديگر را رد نمىكند، مثلاً براساس يكى از شأن نزولهاى بيان شده 1 برخى از مؤمنين گفتند كه ما براى اموات خويش طلب مغفرت مىكنيم همان طور كه ابراهيم عليه السلام براى پدرش (عمويش كه كافر بود) استغفار نمود، با نزول آيه، مؤمنين از استغفار براى اموات كافر خويش نهى شدند، چه آنكه ابراهيم عليه السلام