201تعظيم و بزرگداشت انبيا، صالحان و اشخاصى كه خداوند آنان را بزرگ داشته، به خداوند تقرب جويند.
اما شرك به معناى استفاده از هر نوع عبادت و پرستش - كه تنها شايسته و مخصوص خداوند متعال مىباشد - براى غير از خداوند است؛ حتى اگر اين عبادت و پرستش با هدف تقرب به خداوند باشد. به ديگر سخن شرك تنها در بزرگداشتى معنا مىيابد كه مانند بزرگداشت خداوند متعال باشد.
اگر اختلافى در برخى از انواع وسيله (واسطه) مانند توسل به صالحان و نيكان و دعا نزد قبر آنها به وجود بيايد يا برخى از مسلمانان در امورى كه براى وسيله (واسطه) شدن مجاز و شرعى نيستند - مانند سجده بر قبر يا طواف گرد آن - دچار اشتباه شدهاند؛ اين قبيل اختلاف يا اشتباهات را نبايد حمل بر شرك يا كفر نمود. زيرا بدين ترتيب ما امور را با هم درآميختهايم و بزرگداشت به واسطه خدا را با بزرگداشت شريكى در كنار يا در طول خدا يكسان دانستهايم.
3. تفاوت ميان سبب بودن يك شىء با اعتقاد به خالق و مؤثر بودن آن شىء است. براى مثال مسلمانان معتقدند مسيح به اذن خداوند سبب زندهكردن مردگان بوده؛ اما در مقابل نصرانيان بر اين باورند كه خود مسيح اين كار را انجام داده است. از اين رو اگر مسلمانى حاجتى را از غير خدا درخواست مىكند يا از غير خدا طلب يارى مىنمايد، بدون شك بايد آن را از سر باور به سببيت دانست نه از روى اعتقاد وى به تاثير و خلق مستقل؛ زيرا مىدانيم همه مسلمانان معتقدند نفع و ضرر ذاتى تنها به دست خداست و مخلوقات تنها به اذن او نفع و ضرر مىرسانند. تنها نكتهاى كه در اينجا