202باقى مىماند اين است كه آيا اين شخص يا مخلوقى كه ما به او توسل مىجوييم و آن را واسطه قرار مىدهيم، شايستگى اين كار را دارد يا خير.
اگر اين اصول سهگانه از نظر شرعى تثبيت و نهادينه شوند، بايد هنگام سخن گفتن از حكم طواف قبور، به اين اصول توجه كرد. بر اين اساس اگر ما آگاه باشيم كه از كردار مسلمانان سخن مىگوييم و اين مسلمانان قبور و مشاهد مشرفه را با اعتقاد به صلاحيت و نيكى صاحبان قبر و نزديكى آنان به خداوند متعال زيارت مىكنند و زيارت قبور فى نفسه يك عمل نيك و صالح است كه مسلمانان به آن توسل مىجويند و از اين طريق به خداوند نزديك مىشوند. بحث ما نيز تنها سخن از جواز يا عدم جواز اين رفتار مسلمانان است، همچنين اگر بدانيم كه درباره برخى از اعمال مسلمانان، بين علما اختلاف وجود دارد و در برخى ديگر، بدون هيچ اختلافى، كاملا دچار اشتباه شدهاند، پس از توجه به همه اين نكتهها براى ما كاملا آشكار مىشود كه كمترين جايى براى متهم كردن اين مسلمانان به كفر و شرك باقى نخواهد ماند. بلكه تنها يك اختلاف كوچك در برخى وسيلهها (واسطهها) و اشتباهى محض در بعضى ديگر از وسيلهها (واسطهها) به وجود آمده كه اين اختلافها و اشتباهات دستاويزى براى تكفير مسلمانان نخواهد بود.
جايز نيست مسلمانان خود را به اين موضوعات مشغول كنند و آن را عامل مشاجره لفظى بين يكديگر قرار دهند؛ زيرا اين كار بيهوده و باعث اختلاف ميان مسلمانان و بىثمر شدن و اتلاف تلاشها است و ما را از ساختن جوامع خود و وحدت امت اسلامى باز مىدارد.
وى همچنين تاكيد كرد كه زيارت اهل بيت نبوت عليهم السلام از بهترين