157قدرى گسترده و فراوان است كه در حد استفاضه بلكه تواتر خواهد بود و از اينرو نيازمند بحث سندى و دقت در رجال آنها نيست. مرحوم علامه امينى در كتاب الغدير از بيش از چهل منبع روايى اهل سنت، اين روايات را نقل كرده است كه تنها به فشردهاى از آن در اينجا اكتفا مىكنيم.
1. روايت: «من زار قبرى وجبت له شفاعتى» در چهل و يك منبع نقل شده است .
2. روايت: «من جائنى زائراً لا تعمله الّا زيارتى كان حقاً علىّ أن اكون له شفيعاً يوم القيامة»، از شانزده منبع نقل شده است .
3. روايت: «من حج فزار قبرى بعد وفاتى كان كمن زارنى فى حياتى»، از بيست و پنج منبع نقل شده است .
4. روايت: «من حج البيت و لم يزرنى فقد جفانى» از نه منبع نقل شده است .
5. روايت: «من زارنى بعد موتى فكأنما زارنى فى حياتى» از سيزده منبع نقل شده است.
6. روايت: «من زارنى بالمدينة محتسباً كنت له شفيعاً» و با الفاظى مشابه در بيست و يك منبع نقل شده است.
7. روايت: «من زارنى ميتاً فكأنما زارنى حياً و من زار قبرى وجبت له شفاعتى يوم القيامة و ما من احد من امتى له سعة ثم لم يزرنى فليس له عذر»، در شش منبع ذكر شده است.
علاوه بر اين هفت روايت، پانزده روايت ديگر، يعنى در مجموع