140اميرالحاج موظف است حاجيان را همراه خود به زيارت پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام ببرد و به اندازه نياز براى انجام اين مناسك و خداحافظى و امور ضرورى ديگر به آنها فرصت دهد.
اين حكم نيز يكى ديگر از احكام سياسى زيارت خاتم پيامبران (ص) است و اين حقيقت را آشكار مىسازد كه مسألۀ زيارت آن پيشواى عظيمالقدر، بسيار مهم و ذو وجوه است كه براى تحقّق آن، نياز به مديريت و برنامهريزى كلان و در سطح عالى مديران سياسى جامعه اسلامى است و نمىتوان نسبت به آن بىتوجه بود و آن را بارى به هر جهت رها كرد يا موكول به مردم نمود، بدون اين كه از جهت مديريت براى آن برنامههاى مختلف؛ فرهنگى، سياسى، اقتصادى، تبليغى، هنرى و غيره نداشت و خود را نسبت به آن بىمسؤوليت دانست.
جالب اين كه، توجه به اين بُعد از ابعاد احكام سياسى زيارت النبى (ص) ، تنها در فقه اماميه منعكس نيست، بلكه در فقه عامه نيز، اين وظيفه به خوبى تبيين و تشريح شده است، علىرغم توهم پيروان ابنتيميه و منحرفان وهابى كه با فتواى سياسىِ خود مبنى بر «حرمت سفر براى زيارت نبى اعظم (ص) » خواسته يا ناخواسته، آب به آسياب دشمن ريختهاند. عالمان اسلامى، از تبيين اين مهم هرگز شانه تهى نكردهاند. قاضى ابى يعلى حنفى (متوفاى 458 ق) در كتاب مهم «الأحكام السلطانيه» ده وظيفه براى متصدى امارت حج مىشمارد و ضمن تشريح وظيفه اين امارت مىگويد:
فاذا عاد بهم سار علي طريق المدينة لزيارة قبر رسول الله (ص) رعاية لحرمته و قياماً بحقوق طاعته و ان لم يكن ذلك من فروض الحج فهو