104واكنش علماى اسلام، از شيعه و سنى، در مقابل اين عقيده ابنتيميه كه آن را به اسلام نسبت مىداد، بسيار تند و سريع بود و علماى مذاهب اسلامى پس از مباحثات بسيارى كه با او كردند، به بى اساس بودن ادعاهاى وى پى برده، او را تكفير نمودند. او به خاطر همين عقايد انحرافى به زندان افتاد و در سال 728 در قلعهاى در دمشق از دنيا رفت. 1
علماى مذاهب، حتى حنبلىها از ابنتيميه - كه خود را حنبلى مىدانست - روى برگردانيدند و او را گمراه دانستند؛ مثلاً «يافعى» درباره او گفت:
«ابن تيميه مسائل غريبى آورد كه بر او انكار كردند و از قبيحترين سخنان او اين كه او از زيارت قبر پيامبر نهى كرد.» 2
ابن حجر عسقلانى نوشت:
«فقيه مالكى به كفر او حكم داد و در دمشق اعلام شد كه هر كس عقيده ابنتيميه را داشته باشد، خون و مال او حلال است.» 3
البته در اينجا قصد نداريم داورىهاى علماى اسلام را درباره ابنتيميه نقل كنيم؛ چرا كه در چنين حالتى از هدف اصلى دور مىافتيم و آنچه آوردهايم، براى نمونه است.
هرچند پس از مرگ ابن تيميه، بعضى از شاگردانش مانند ابن قيم الجوزيه و ابن كثير شامى دنباله حرفهاى او را گرفتند، اما به هرحال سخنان و عقايد آنان در جامعه اسلامى، جا نيفتاد و به بوته فراموشى سپرده