235 است. از اينرو، رعايت ادب، اقتضا مىكند كه قبل از وارد شدن به حرم، به ارزش و قداست جايگاه و مقام و منزلت صاحب بقعه، توجه كنيم و از خدا و فرشتگان و رسول خدا و امامان عليهم السلام اذن دخول بطلبيم. 1
«علامه كفعمى» در «المصباح» اذن دخول زيبايى را نقل كرده است كه مىتوان آن را هنگام زيارت رسول خدا (ص) و هر يك از امامان معصوم عليهم السلام قرائت كرد:
خداوندا! من در آستانه درى از درهاى خانه پيامبرت ايستادهام. تو مردم را از اينكه بدون اجازه وارد آن شوند، نهى كرده و فرمودهاى: «اى اهل ايمان! وارد خانه پيامبر نشويد، تا آنكه به شما اذن داده شود». خداوندا! من به حرمت و احترام صاحب اين حرم شريف، در دوران غيبتش (وفاتش) اعتقاد دارم، همانگونه كه به حرمت او در حال حيات، معتقدم و مىدانم كه رسول تو و خلفاى تو، كه سلام خدا بر آنان باد، نزد تو زندهاند و روزى مىخورند و جايگاه مرا مىبينند؛ سخن مرا مىشنوند و سلام مرا پاسخ مىدهند و تو گرچه گوشم را از شنيدن كلامشان محجوب ساختهاى، ولى دريچه فهم مرا به لذت مناجاتشان گشودهاى. خدايا ابتدا از تو، سپس از پيامبرت، آنگاه از امام معصوم و خليفه واجب الاطاعه، اجازه مىخواهم و از همه فرشتگانى كه گماشته به اين آستان مباركند، اذن مىطلبم. اى پيامبر خدا! آيا وارد شوم؟ اى حجت خدا! آيا وارد شوم، اى فرشتگان مقرب الهى كه مقيم اين درگاهيد! آيا وارد شوم؟ اى مولاى من! اجازه بده كه وارد شوم؛ همچون بهترين اجازه و رخصتى كه به يكى از دوستانت دادهاى. اگر من اهل و شايسته ورود نيستم، تو شايسته اجازه دادن هستى. 2