173و اما درباره امامزادهها نظرشان اين بود كه مشرف بشويد و هركدامشان يك داروى مخصوصى هستند؛ يك فايده مخصوصى براى خودشان دارند. اين نيست كه به همه اينها يك جور نگاه كنيم؛ نه، هركدام از اينها رشتههاى متفاوتى هستند و خواص متفاوتى دارند: «الطرق الى الله بقدر انفاس الخلائق».
درباره تهران مىگفت «اگر مردم تهران هفتهاى يك بار به حضرت عبدالعظيم نروند، جفا كردهاند». خود ايشان امكان نداشت كه تهران برود و شاه عبدالعظيم نرود. چه در راه رفتن و چه هنگام برگشتن، مقيد بود كه وضو بگيرد و برود حرم عبدالعظيم؛ حتى تا همين اواخر. يادم هست كه ما در نيمه شبى رسيديم شاه عبدالعظيم و ايشان فرمود پشت درب حرم حضرت عبدالعظيم مىمانم تا در باز شود. ما هم با همان اثاث و خانواده پشت درب اطراق كرديم تا در باز شد. 1
ادب آيتالله العظمى بروجردى در برابر حضرت فاطمه معصومه عليها السلام
روزى جمعى از علما در محضر «آيتالله بروجردى» بودند كه دو نفر از فرستادگان ملك حجاز (پادشاه عربستان)، به خدمت ايشان رسيدند. هدايايى بههمراه داشتند كه ميان آنها قطعهاى از پرده خانه خدا بود. ايشان از ميان هدايا، پرده كعبه را برداشت و به چشم كشيد و فرمود: «بقيه را برگردانيد». آنان گفتند: «پادشاه عربستان، وقت ملاقات مىخواهد». فرمود: «فعلاً وقت ملاقات ندارم». علماى اطراف به آيتالله بروجردى گفتند: «آقا وقت ملاقات مىداديد. همين عمل باعث مىشد تا قبور چهار امام كه غريبانه در قبرستان بقيع جاى دارند منجر به بارگاه گردد».
آيتالله بروجردى در حيرت همه علما فرمودند: «علت نپذيرفتن من اين است كه از عمهام حضرت معصومه عليها السلام خجالت كشيدم؛ چراكه او وقتى در اين شهر به ديدنم