152
ريگش آيد به چشم اهل نظر
خوشتر از خُرد كرده لعل و گهر
ساحت روضهات كه كعبه نماست
حرم عصمت و حريم صفاست
آمدم با دل ز غم رسته
جامى احرام آن حرم بسته
برده با چهره غبارآلود
سوى آن روضه شريف، سجود
پيش آن بارگاه نورانى
سوده بر خاك راه، پيشانى
يا نبىالله السلام عليك
اِنّما الفوز و الفلاح لديك 1
به سلام آمدم جوابم ده
مرهمى بر دل خرابم نه
بس بود جاه و احترام مرا
يك عليك از تو، صد سلام مرا
خواهم از شوق دستبوس تو مُرد
دست بيرون كن از يمانى بُرد
سويم افكن ز مرحمت نظرى
باز كن بر رُخم ز لطف درى
زارى من شنو تكلم كن
گريه من نگر تبسّم كن
لب بجنبان پى شفاعت من
منگر در گناه و طاعت من
رحم كن بر من و فقيرى من
دست ده بهر دستگيرى من
فيض جانها ز جان پاك تو باد
عرش و مادون عرش، خاك تو باد 2
خاقانى شروانى و آرزوى زيارت قبر امام رضا عليه السلام
«خاقانى» شاعر و عارف بزرگ شافعىمذهب، گرچه سوداى زيارت امام رضا عليه السلام را در سر داشت، اما بهرغم آرزوى قلبىاش، موفق به زيارت آن حضرت نشد. از او اشعارى در اشتياق به زيارت بارگاه امام رضا عليه السلام ، اينگونه آمده است: