135 از بين رفت. تا جايى كه براى قوت شب معطل ماندم و يكى از اعضاى خانوادهام به من توصيه كرد كه كنار قبر معروف كرخى رضى الله عنه ، بروم و در آنجا رفع گرفتارىام را از خدا بخواهم؛ زيرا دعا در آنجا مستجاب خواهد شد. من هم كنار قبر معروف رفتم و در آنجا نماز خواندم و دعا كردم. آنگاه به بغداد مراجعت كردم». 1
عبيدالله بنمحمد بنعمر بنعلى بنحسين بنعلى بنابىطالب
«خطيب بغدادى» مىنويسد:
در باب بردان، جماعتى از اهل فضل، مدفونند و در نمازگاه عيد، قبرى است كه معروف به «قبر نذرها»ست و گويند: «كسى در آنجا مدفون است كه از فرزندان على بنابىطالب عليه السلام است كه مردم به زيارتش تبرك مىجويند و برآورده شدن حوائج خود را بهوسيله او مىخواهند.
قاضى ابوالقاسم على بنمحسن تنوخى از پدرش برايم نقل كرد كه گفت: «در حضور عضدالدوله نشسته بودم و خيمه ما نزديك نمازگاه عيد در ناحيه شرقى مدينة السلام بود. تصميم داشتم كه با او در نخستين روز رسيدن لشكر، بهسوى همدان حركت كنيم كه چشم او به ساختمان قبر نذرها افتاد و به من گفت: «اين بنا چيست»؟ گفتم: «اين مشهد نذرهاست» و نگفتم: «قبر نذرهاست»؛ چون فكر مىكردم كه در اين موقعيت، فال بد زند. از تعبيرم خوشش آمد و گفت: «مىدانم كه آن، قبر نذرهاست، منظورم تفصيل بيشتر بوده است». گفتم: «مىگويند كه آن، قبر عبيدالله بنمحمد بنعمر بنعلى بنالحسين بنعلى بن ابىطالب است كه يكى از خلفا تصميم گرفت او را مخفيانه بكشد. ازاينرو چاهى سر راهش كند و او را، درحالىكه بىخبر بود، از روى آن عبور داد و او