67كار با اجماع صاحبنظران به مخالفت برخاست. وى همين كار را در بحث صفات خداوند نيز انجام داد. مىدانيم كه علماى كلام در قرون گذشته گفتهاند: صفاتى مانند كَرَم، علم و ديگر صفات معنوى براى خداوند به معناى «لايق ذات پروردگار» است. ابنتيميه از اين اطلاق بهره جست و اين عبارت را براى اوصافى مانند «يدالله» و «وجهالله» نيز به كار برد و گفت كه منظور از دست خدا، «يد تليق بجلاله»؛ «دستى مناسب و لايق ذات ذوالجلال است» و منظور از صورت خدا، «وجه تليق بجلاله»؛ «صورتى لايق جلال اوست».
بىترديد اين ادعاها، انحراف و بدعتاند. گفتههاى ابنتيميه، جعل قواعدى اختراعى است كه از سر هواى نفس و پيروى از شيطان صورت پذيرفته است و ارتباطى با علم و دانش ندارد؛ به همين دليل مىبينيم كه انديشهها و شيوههاى انحرافى او و هوادارانش تاكنون موجب اختلاف و تفرقه ميان امت اسلامى شده است.
2. وى يا مطالبى نادرست را به نقل از اساتيد خويش مىآورد، يا به پيروى از هواى نفس، مطالب درست را تحريف مىكند و اين چيزى جز خيانت علمى نيست.
3. كتاب يادشده، نسلهاى مسلمان را از دوران حضرت آدم(ع) تاكنون تكفير كرده است.
4. نويسنده كتاب، واسطههاى مشروع [براى توسلجويى] و واسطههاى غيرشرعى را يكسان مىپندارد و اولياى الهى و اولياى شيطان را مساوى مىداند. پاسخ همه اين سخنان باطل در كتاب «الرد المزلزل على منكرى التوسل» آمده است. خداوند به نويسنده اين اثر پاداش كامل ارزانى كند كه