48 حضرت نيز آگاهترين آفريدهها به حكم خداست؛ به همين دليل درخواست تغيير حكمى از احكام شرعى را نزد خداوند مطرح نمىكند. بلكه فقط به احكام و اوامر الهى عمل مىكند. به همين دليل آنجا كه فرمود:
«لايُسْتَغاثُ بى»، سخنى عام مخصوص است؛ يعنى در خصوص اين امر، از من درخواست كمك نشود؛ زيرا اين كار از امورى است كه اختصاص به خداوند دارد. بىترديد از آداب درخواست اين است كه انسان چيزى را درخواست كند كه امكان تحقق آن وجود داشته باشد. پس همانگونه كه ما فقط امورى را از خداوند درخواست مىكنيم كه قدرت الهى به آن تعلق مىگيرد، از پيامبر(ص) بايد چيزى را بخواهيم كه او مىتواند اجابت كند.
2. سخن پيامبر(ص) به اين معنا باشد كه گرچه به من استغاثه مىشود، اما مستغاثبه حقيقى، خداوند است؛ چنانكه فرمود:
«مَا أناَ حَملْتُكم وَلكنَّ اللهَ حَملَكُم». 1در سنت نبوى، موارد بسيارى به اين سياق آمده است تا حقيقت امر را به خداوند ارجاع دهد؛ براى مثال آن حضرت فرمود: «هرگز عمل شما، هيچيك از شما را وارد بهشت نخواهد كرد». با آنكه در قرآن كريم مىفرمايد: اُدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمٰا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ 2؛ چنانكه خطاب به حضرت على(ع) فرمود: «اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند...».
در واقع آن حضرت با نسبت دادن هدايت به خداوند تعالى، ادب الهى را رعايت كرده است. البته در قرآن كريم هدايتگرى به انسانها نيز