456پس از اين بيان، سستى اين استدلال و شبهه، براى خوانندگان روشن مىشود. البته اين شبهه، فقط نشاندهنده كوتهفكرى و جهالت علمى مدعى آن، و بىادبى وى به مقام رسولخدا(ص) مىباشد؛ رسولى كه خداوند، ايشان را مايه امنيت روحى و جسمى نيكوكار و فاجر قرار داده است و تا زمانى كه مسلمانان به آن حضرت و شريعت وى تمسك مىجويند، امداد رسول خدا به آنان پايان نمىيابد.
بغوى از مجاهد، عكرمه و ديگر عالمان نقل كرده است كه اينان، استغفار را به اسلام تفسير كردهاند. همچنين معترضان به توسل، نمىتوانند به روايت پيشگفته ترمذى استناد كنند؛ زيرا اين روايت ضعيف است. ترمذى خود مىگويد: «حديث غريبى است». اسماعيلبن مهاجر نيز اين روايت را تضعيف مىكند.
با تقويت اين حديث از سوى ابنكثير، مخالفان نمىتوانند براى نفى توسل به پيامبر(ص) پس از رحلت ايشان، به اين حديث استناد كنند؛ چراكه اگر مفهوم و معناى اين روايت، چنين بود، بايد علما به اين مفهوم تصريح مىكردند؛ همچنانكه ابنكثير نيز هنگام صحيح دانستن اين روايت، بايد اين مفهوم را تبيين مىكرد. در واقع، اين روايت با سخن ديگر پيامبر تفسير مىشود كه فرمود:
ستارگان، مايه امنيت آسماناند. وقتى ستارگان مىروند، عذاب بر اهل آسمان فرو مىآيد. من مايه امنيت اصحابم هستم. وقتى من رفتم[پس از مرگم]، اصحاب من دچار فتنه مىشوند. اصحاب من