412 براى توسل به صالحان، داستان توسل عمر به عباس را مثال مىزند. 1 شوكانى پس از ادعاى اجماع اصحاب بر جواز توسل مىنويسد:
شيخ عز الدينبن عبدالسلام درباره توسل به خداوند بهواسطه يكى از بندگانش براى برآورده شدن خواسته، مىگويد: «فقط توسل به پيامبر(ص) صحيح است».
از نگاه من، برخلاف نظر شيخ عزالدين بن عبدالسلام، به دو دليل نبايد جواز توسل را فقط ويژه پيامبر(ص) بدانيم: نخست اجماع اصحاب رسول خدا كه بيان شد و دوم، توسل به اهل فضل و دانش براى ارتباط با خداوند، در واقع توسل جستن به اعمال شايسته و ويژگىهاى نيكوى آنان است؛ زيرا دليل فضيلت يافتن چنين فردى، اعمال اوست.
اعتقاد شيخ يوسف نبهانى به جواز توسل و استغاثه
علامه شيخ يوسف نبهانى گفته است:
بر هيچيك از مسلمانان، بلكه غيرمسلمانانى كه كمترين آشنايى با دين اسلام و مؤمنان دارند، پوشيده نيست كه همه علماى امت محمدى اعم از فقيهان، محدثان، متكلمان، صوفىها و ديگران از هرمذهبى كه باشند، در گفتار و رفتار اتفاقنظر دارند كه استغاثه، توسل و درخواست شفاعت از پيامبر براى برآورده شدن حاجتهاى دنيوى و اخروى، كارى نيكوست و بار سفر بستن را براى زيارت قبر آن حضرت از نقاط دور و نزديك مستحب