316پيامبرت بپذير».
اين مطلب اشاره دارد كه عباس در نماز استسقا، امام جماعت بوده است؛ نمازى كه پيامبر به همراه مردم مىخوانده است. عباس نيز به پيامبر(ص) متوسل مىشود تا به حق خويشى خود با رسول خدا، دعايش مستجاب شود. در اينجا توجه به دو نكته توسل و استسقا لازم است.
مقدم داشتن عباس در درخواست باران، خود توسل است؛ زيرا عمر شخص عباس را براى وسيله شدن، پيشاپيش ديگران قرار مىدهد و خدا را اينگونه مىخواند:
خدايا! ما بهوسيله پيامبرمان به درگاهت متوسل مىشديم و ما را سيراب مىكردى. اكنون با توسل به عموى پيامبرمان به پيشگاهت درخواست باران مىكنيم. ما را سيراب گردان.
دعاى عباس نيز همان درخواست باران است.
4. عمر با اين كار خود مىخواست جواز توسل به افرادى غير از پيامبر(ص) را تبيين كند كه اهل خير و صلاحاند و اميد به بركت آنها وجود دارد. ابنحجر در فتحالبارى مىنويسد:
از داستان درخواست باران بهواسطه عباس استفاده مىشود كه درخواست شفاعت از اهل خير و صلاح و اهلبيت نبوت استحباب دارد. 1
5. استفاده مىشود كه اقدام عمر، ارشادى، و به منظور راهنمايى مسلمانان بوده، تا برايشان بيان كند با وجود فاضل، توسل به غيرفاضل نيز