307بهواسطه تبرك اثر آن حضرت باشد». 1 ابنحجر عسقلانى نيز از «طرطوشى» نقل مىكند: «اين [تخفيف عذاب] ويژه بركت دستان مبارك آن حضرت بوده است». 2
در سخنان ابنحجر و عينى به اينكه «اين دو چوب از دستان پيامبر بهره بردهاند»، بيشتر دقت كنيم. اين سخنان نشان مىدهد كه دست پيامبر(ص) يك ذات و چوب نيز يك ذات است. در واقع از انسان (پيامبر(ص)) و گياه (دو شاخه) كمك طلبيده شده است؛ زيرا چوبها نيز زنده بودند؛ چرا كه در آخر روايت آمده، تا زمانى كه خشك نشده است. [يعنى در اين دو شاخه، حيات جارى بوده است.]
بنابراين، چوب سبز و زنده داراى منفعت و اثر مفيد است. اما وقتى خشك مىشود همچون ديگر جمادات، حقيقت خود را از دست مىدهد. البته تا زمانى كه آن جماد در دايره جاذبه حب الهى يا بركتى خارجى و نيرومند قرار نگيرد؛ نظير داستان صخره اسراء، سنگ اسعد و تنه درختى كه پيامبر با تكيه بر آن خطبه مىخواند. اين جماد، از وجود پيامبر(ص) تأثير پذيرفته است؛ چه رسد به قلب انسانهاى زنده و روحهاى جاودان.