291
دليل دوازدهم : يارى خواهى ضمرةبن ثعلبه سلمى از پيامبر در جنگها؛ از ضمرةبن ثعلبه روايت شده است كه او درحالىكه دو لباس (حلة) يمنى پوشيده بود، نزد رسول خدا آمد. حضرت فرمود: «اى ضمره! آيا گمان مىكنى كه اين دو لباس، تو را وارد بهشت مىكند»؟ عرض كردم: «اى رسول خدا! اگر برايم استغفار كنى، تا اين دو لباس را از تنم بيرون نياورم، بر زمين نخواهم نشست». پيامبرنيز فرمود: «خدايا! ضمرةبن ثعلبه را بيامرز». پس از اين دعا، ضمرةبن ثعلبه نيز آن دو لباس را به سرعت از تن بيرون كرد. 1
همچنين از وى روايت ديگرى نقل شده است كه نزد پيامبر مىآيد و عرض مىكند: «برايم دعا كن تا شهيد شوم». رسولخدا(ص) فرمود: «خدايا! خون ابنثعلبه را بر مشركان و كفار حرام گردان». وى مىگويد: [پس از رحلت رسول خدا در جنگها] من بىباكانه به عرض صفوف دشمن حمله مىكردم. [طبرانى اينگونه آورده است: دشمنان زياد شدند.] اما پيامبر(ص) در پشت سر آنان برايم نمايان مىشد. به من گفتند: «اى ابنثعلبه! تو صفها را مىشكنى و به دشمن حمله مىكنى». من گفتم: «پيامبر(ص) را مىبينم كه پشت سر آنان است. به همين دليل به آنان حمله مىكنم تا نزد پيامبر بايستم. سپس يارانم برايم نمايان مىشوند و يورش مىبرم تا همراه يارانم باشم». راوى مىگويد: «او عمرى طولانى داشت». 2