264 فقط بهواسطه پيامبر نيست، بلكه توسل به كسى كه ارتباط خويشاوندى با پيامبر نيز دارد، صورت مىگيرد؛ زيرا توسلكننده معتقد است كه خود واسطه نمىتواند كارى كند، بلكه او را واسطهاى براى ديگرى قرار مىدهد.
بنابراين بايد مسئله شرك را از اين موضوع جدا دانست. پس ما با توسل مىخواهيم درخواست خود را به پيشگاه ديگرى مطرح كنيم؛ زيرا مىدانيم آن كسى كه واسطه را به پيشگاه او بردهايم، قادر حقيقى است و اين كسى كه به او متوسل شدهايم (متوسَّلبه) تنها يك واسطه است و مقصود اصلى، خداوند است كه خواسته خود را از او مىخواهيم (المتوسَّلاليه). در واقع «متوسلبه»، وسيله برآورده شدن حاجت است كه نهايت يقين و نهايت ايمان نيز همين است. 1
اما كسى كه به او توسل جسته مىشود، گاهى بهره مىبرد و گاهى نمىبرد. در واقع توسل عمر به عباس، عموى پيامبر، براى باريدن باران بود. اما باريدن باران در اين حالت، براى رسول خدا سودى ندارد؛ به همين دليل يكى از اهلبيت را آورد. گويى عمر چنين گفته است: «پروردگارا! عموى پيامبرت تشنه است. براى او درخواست باران مىكنيم».
بنابراين توسل عمر به عموى پيامبر، دليلى است عليه كسانى كه