261 «خدايا! از من كارى خواستهاند كه از انجام دادن آن ناتوان شدهام».
اما اينكه بنباز مىگويد: «عمل اصحاب رسول خدا برخلاف اين عمل بوده است»، گفتيم كه تنها صحابه اينگونه توسل نجستهاند. همچنين ترك آنان دليل بر مخالفتشان با اين عمل نيست. اقرار عمر به كار اين فرد نيز نشان مىدهد كه عمل صحابه برخلاف اين كار نبوده است. نظير آن، روايت نقل شده از عايشه درباره ايجاد دريچهاى روى قبر پيامبر در «عامالفتق» است. در واقع، اين دو روايت نص در جواز توسل به پيامبر پس از رحلتاند.
سخن ديگر بنباز اين است: «كارى كه اين مرد انجام داده، نه تنها عملى نامشروع و وسيلهاى براى شركورزى بوده است، بلكه برخى از علما اين كار را از انواع شرك برشمردهاند».
[آقاى بنباز!] اشتباه مىكنى و سخن نادرست مىگويى؛ زيرا پس از پذيرش صحت روايت، لازمه چنين گفتهاى آن است كه عمر عمل شركآميز فردى را تأييد كرده است. از سوى ديگر بايد با شگفتى پرسيد، آيا ما بايد دين خود را از صحابه فرا بگيريم؟ يا به اعمال و رفتار آنان نگاه كنيم و طبق قواعد غيرمسلّم خويش، درباره اعمال صحابه حكم صادر كنيم؟ به يقين، اين عمل موجب هرجومرج در باورها مىشود. در ضمن رويه علما اين است كارهايى را كه با روايات صحيح و اعمال صحيح نقل شده از صحابه ناسازگار باشد، كنار مىگذارند.
در واقع آمدن نزد قبر پيامبر و سخن گفتن با آن حضرت شرك نيست. اعتراف ابنتيميه به اين واقعه و ديگر روايات، دليل ديگرى