249 است، همه قطع مىشود؛ مگر سه چيز: صدقه جارى، علمى كه از آن سود برده شود و فرزند صالحى كه در حق او دعا كند. 1
بنابراين، همانگونه كه انسانهاى زنده بهواسطه اين اعمال، از زندهها بهره مىبرند، به همين شكل، از مردگان نيز بهره مىبرند؛ انسانهاى زنده از دانشى بهره مىبرند كه عالمى از خود بهجاى نهاده است؛ يا از چاه يا صدقه جارى ميت بهره مىبرند. گستره اين نوع اعمال بسيار فراوان است. بلكه انسانهاى زنده به مردگان بيشتر نياز دارند تا مردگان به زندهها؛ زيرا مردگان اجر و پاداش اين اعمال خود را مىبرند. اما قوام حيات زندهها به اعمال بهجاى مانده از مردگان است. در واقع اين اعمال، كمك مردگان به انسانهاى زنده است. افزون بر اين، روايات عامى را كه از پيامبر(ص) رسيده است، بر اين روايات مىافزاييم؛ مانند اين روايت:
كسى كه گرفتارى مسلمانى را برطرف كند، خداوند گرفتارى و رنجى از گرفتارىهاى روز قيامت را از او برطرف مىسازد و آنكس كه [عيب] مسلمانى را بپوشاند، خداوند روز قيامت، [عيب] او را خواهد پوشاند. 2
مخالفان اين نظريه، نمىتوانند دليلى بياورند كه اين عمومات، مربوط به زمان حيات انسانهاست؛ زيرا چه بسا انسان زنده از وصيت ميتى ثروتمند مىشود يا از وقفهاى او بهره مىبرد. نه تنها اين موارد، بلكه ابنقيم فراتر از اين سخن را ادعا مىكند و مىنويسد: