246
دليل چهارم : از ابوهريره روايت شده است كه گفت:
شنيدم رسول خدا مىفرمود: «سوگند به كسى كه جان ابوالقاسم به دست اوست، عيسىبن مريم به عنوان امامى عادل و حاكمى دادگستر، فرو خواهد آمد و صليب را مىشكند و خوك را مىكشد. ميان مردم آشتى برقرار مىسازد و كينهتوزىها را برطرف مىكند. به او اموال و دارايى عرضه مىشود، اما نمىپذيرد. اگر كنار قبرم بايستد و بگويد: اى محمد، او را پاسخ خواهم داد. 1
دليل پنجم : از ديگر دلايل بر حيات پيامبر در قبر، روايتى است كه دارمى آن را از سعيدبن عبد العزيز نقل كرده است كه مىگويد:
در نبرد حرّه، در مسجد پيامبر سه روز اذان و اقامه گفته نمىشد. سعيدبن مسيب نيز در اين مدت، از مسجد فاصله نمىگرفت. او فقط از راه نجوا و زمزمهاى كه از قبر پيامبر(ص) به گوشش مىرسيد، متوجه مىشد كه زمان نماز فرا رسيده است. 2
اين روايت به طريق ديگرى نيز كه ضعيف است، نقل شده است. ابنسعد از ابوحازم نقل مىكند كه شنيدم سعيدبن مسيب مىگفت:
در شبهاى ايام حره در مسجدالنبى، به جز من هيچ كس نبود. شامىها نيز دسته دسته وارد مىشدند و مىگفتند: «به اين مرد ديوانه بنگريد». هرگاه وقت نمازى فرا مىرسيد، از قبر پيامبر