187نقل شده است. در روايت ترمذى: « فشفّعه فيّ »، در روايت احمدبن حنبل: « فشفعني في » و در روايت طبرانى: « اللهم شفعه في و شَفِّعني في نفسي » آمده است. براساس فهم عقلا، معناى اين عبارات اين است كه شفاعت آن حضرت را در حق من بپذير؛ يعنى بهواسطه شخص رسولخدا(ص) براى شخص من. اين معنا را هيچ انسان عاقل و خردمندى رد نمىكند، مگر اينكه خداوند او را بيماردل كرده، و دچار كوتهبينى شده باشد و همچون چهارپايان، بلكه گمراهتر از آنان باشد.
روايت مذكور از طريق ديگرى نيز نقل شده است كه ثابت مىكند اين مسئلهاى عمومى در زمان حيات پيامبر(ص) و پس از رحلت وى، بوده است و همگان اين عمل را انجام مىدادهاند. طبرانى چنين نقل مىكند:
فردى براى خواستهاى نزد عثمانبن عفان مىآمد. اما عثمان به وى توجهى نمىكرد و خواستهاش را برآورده نمىساخت. اين مرد، عثمانبن حنيف را ديد و به او شِكوه كرد. عثمانبن حنيف گفت: «برو وضوخانه و وضو بساز. سپس به مسجد برو و دو ركعت نماز بگزار. آنگاه بگو: « اللّهم انّي أَسألُك و أَتَوَجَّهُ إِليك بنبّينا محمد نبي الرحمة، يا محمد إِنّي أَتَوجَّهُ بِك إلى ربّي فَتَقضِي حاجَتي».
آنگاه حاجت خود را بگو. سپس بيا با هم برويم». آن مرد نيز همين كار را انجام داد. سپس نزد عثمانبن عفان رفت و دربان، او را نزد عثمانبن عفان برد. عثمان او را روى حصير نشاند. آنگاه از او پرسيد چه حاجتى دارى؟ او نيز خواستهاش را گفت و عثمان حاجتش را برآورده ساخت و به او گفت: «تا اين لحظه، حاجت تو را به ياد ندارم. اگر حاجتى داشتى، ديگر بار نيز نزد ما بيا». پس از