188آنكه آن مرد از نزد عثمان آمد، در راه، عثمانبن حنيف را ديد و به او گفت: «خداوند بهترين پاداش را به تو دهد. تا زمانى كه با عثمان درباره من سخن نگفته بودى، عثمان به حاجت من توجهى نمىكرد». عثمانبن حنيف به او گفت: «به خدا سوگند! من دربارهات با عثمان سخنى نگفتهام. [بلكه اين كار براى توسل خودت بوده است]. من در محضر رسول خدا بودم كه مردى نابينا آمد و از نابينايى خود اظهار ناراحتى كرد. رسولخدا(ص) به وى فرمود: صبر پيشه كن. اما وى عرض كرد: اى رسولخدا(ص) من كسى كه دستم را بگيرد ندارم و زندگى برايم دشوار شده است. رسول خدا(ص) به او فرمود: به وضوخانه برو و وضو بساز. سپس دو ركعت نماز بخوان و اين دعاها را بخوان». عثمانبن حنيف مىگويد: «به خدا سوگند! ما هنوز پراكنده نشده بوديم كه آن مرد بر ما وارد شد؛ گويى هرگز دچار نابينايى نبوده است». 1
علامه علىبن محمد بن يحيى باعلوى مىنويسد:
دعاى نابينا، توسل به ذات حضرت رسول(ص) و منزلت وى نزد خدا بود؛ نه توسل به دعاى حضرت؛ زيرا دعاى نابينا، توسل، درخواست و روى آوردن به سوى خداوند بود. اما در توسل به دعا چنين نيست. بلكه در اين حالت، فرد توسلجوينده، به دعاكننده متوسل مىشود و از او مىخواهد تا حاجتش را از خداوند بخواهد و برايش دعا كند.
عبارت «اگر ديگر بار نيازى داشتى، همينگونه عمل كن»، تأييد