184بخواند:
«أللّهُمّ إِنّي أسأَلُكَ وَ أَتوجَّهُ إِلَيكَ بنبيك مُحَمّد...».
از سوى ديگر، براساس همه روايات، كسى كه دعا كرد، همان فرد نابينا بود؛ نه پيامبر(ص). به همين دليل بيهقى در «دلائل النبوة» 1 عنوان يكى از بابهاى كتاب خود را اينگونه نامگذارى مىكند: «باب ما جاء في تعليمه الضرير ما كان فيه شفاؤه حين لم يصبر و ما ظهر في ذلك من آثار النبوة» . 2
طرح اين ادعا موجب مىشود طرحكننده آن در معرض بدبينى و اتهام قرار گيرد. اين ادعا در واقع تحميل ديدگاه خود بر كلام پيامبر(ص) است كه احكام سخت و شديدى بر چنين افرادى مترتب مىباشد. برخى اصحاب رسولخدا(ص) نيز پس از رحلت وى، از اين دعا استفاده كردند كه دلالت دارد چنين برداشتى ميان صحابه و امت اسلامى نبوده است؛ يعنى آنان از اين روايت فقط جواز توسل به شخص پيامبر(ص) را فهميدند. رسولخدا(ص) نيز با اين عبارت دعا كه « بنبيك محمد »؛ «بهواسطه پيامبرت محمد»، بر اين معنا تأكيد كرده است؛ چراكه محمد، اسم علم براى شخص است؛ يعنى براى شخص پيامبر گرامى اسلام(ص). بنابراين جاى تفسير و اجتهاد نيست؛ زيرا با وجود نص، اجتهاد بىمعناست؛ چراكه اين روايات صحيح همگى بر جواز توسل به ذات تصريح كردهاند.
در روايتى ديگر نيز آمده است كه در روز بيم و وحشت بزرگ (قيامت)، مردم نزد حضرت آدم(ع) مىآيند؛ با اينكه مىتوانند به نام حضرت آدم يا يكى از پيامبران الهى بسنده كنند و از پيشگاه خداوند