153آقاى علاوى در تبيين معناى اين حديث، درست گفته است. وى ما را به تأمل در روايات صحيحى واداشت كه دلالت بر اين معنا دارند. به اين ترتيب، سخن بدعتگرايانى كه حديث را از سرِ هواى نفس تفسير مىكنند، مطرود و باطل است. روايات صحيح، بهترين مفسر معناى مورد نظر است. از اينرو، در اينجا چند روايت را براى نمونه مىآوريم:
1. «ابن اسحاق»، از «هشام بن عروه»، از پدرش نقل كرد كه گفت:
درحالى كه بلال شكنجه مىشد، ورقة بن نوفل از كنار او مىگذشت و مىديد كه بلال بهخاطر اعتقاد به توحيد شكنجه مىشود و در آن حال مىگويد: «أحد، أحد». ورقةبن نوفل به او گفت: «اى بلال! به خدا سوگند! [درست مىگويى] أحد، أحد». [يعنى يا احد، كه با حذف حرف ندا آمده است].
روايت ابناسحاق از هر دو طريق كه به صورت مرسل نقل شده، روايتى درست است. به همين دليل اين روايت نسبت به روايات ديگر، حسن به شمار مىرود.
2. «بغوى» در «معجم الصحابه» 1 از «عطاء خراسانى» نقل مىكند:
نزد ابنمسيب بوديم كه از بلال ياد كرد و گفت: او به دين خود به شدت علاقهمند و پايبند بود. او را شكنجه مىكردند و وقتى مشركان به او نزديك مىشدند، مىگفت: الله، الله....
9. وَ مِنَ الْأَعْرٰابِ مَنْ يَتَّخِذُ مٰا يُنْفِقُ مَغْرَماً وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوٰائِرَ عَلَيْهِمْ دٰائِرَةُ السَّوْءِ وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ* وَ مِنَ الْأَعْرٰابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ