107
كَنزَهُمٰا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذٰلِكَ تَأْوِيلُ مٰا لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً. 1
در نخستين آيه، سبب جلى بيان مىشود؛ بهگونهاى كه [حضرت خضر(ع)] مىفرمايد: فَأَرَدْتُ . اين اراده، سبب جلى است كه خداوند آن را طبق مشيت خويش از مجراى هركس از آفريدههايش كه بخواهد جارى مىسازد. معيوب كردن كشتى، سببى ظاهرى و از اقدامات بنده است كه به ظاهر، موجب از بين رفتن كشتى و سرنشينان آن مىشود. به همين دليل، حضرت موسى(ع) به آن اعتراض مىكند؛ اما حضرت خضر در مقام سبب جلى، سبب خفى را گوشزد مىكند و يادآور مىشود كه همه چيز در سبب آشكار، خلاصه نمىشود و نبايد فقط به اين سبب تكيه داشت؛ چنانكه تكيه به سبب خفى نيز در همه جا كافى نيست، بلكه سبب خفى و جلى، هر دو از عنايت خداوند سرچشمه مىگيرند. به همين دليل هنگامى كه حضرت خضر(ع) درباره كشتن آن نوجوان با حضرت موسى(ع) سخن مىگويد، خداوند با فَأَرَدْنٰا ؛ «اراده كرديم» تعبير مىكند.
در اين آيه هر دو اراده آشكار و پنهان آمده است. اعتراض حضرت
موسى(ع) به خضر(ع) از ديدگاه او به سبب خفى مايه مىگرفت و اين چنين