204بيشترى براى قرب الهى ايجاد مىكند. از اينرو مىتوان رواياتى كه حجرالاسود را دست خدا و استلام آن را مصافحه با خدا بيان مىكند 1، تعبيرى كنايى در قرب به خدا دانست؛ چنانكه «علامه مجلسى» مىفرمايد:
اين روايت، نوعى مجاز است و مقصود از سنگ، جهتى از جهات قرب به خداست. پس كسى كه حجرالاسود را لمس مىكند، از جهت طاعت خدا به او نزديك مىشود. رسم عرب بر اين است كه براى نشان دادن قرب و مؤانست خود با كسى، با او مصافحه مىكند. 2
ه) با توجه به اينكه فضاى حج، سرشار از معنويت و ياد خداست، مىتوان گفت حج در مجموع سبب رشد معنوى انسان و قرب انسان به خدا مىشود؛ چراكه مهمترين عامل قرب به خدا، عبادت است.
سى و سه - فروتنى
فروتنى يكى از اوصاف مؤمنان واقعى در قرآن است 3؛ چنان كه خداوند مىفرمايد: «بندگان ويژه خداوند كسانىاند كه با آرامش و بىتكبر بر زمين راه مىروند». 4 ناگفته پيداست كه منظور از (الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً) اين نيست كه فقط راه رفتن آنها متواضعانه است. بلكه منظور نفى هرگونه خودخواهى است كه در تمام اعمال، حتى در كيفيت راه رفتن كه سادهترين كار است، آشكار مىشود؛ زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در گفتار و رفتار انسان نشان مىدهند؛ تا آنجا كه در بسيارى از مواقع، از چگونگى راه رفتن انسان مىتوان به بسيارى از صفات اخلاقى او پىبرد.