116در واقع مهمترين توشه سلوك، ترك مخالفت الهى است. در واقع گناه، مخالفت با حق است و مانع از سير معنوى انسان مىشود. وابستگى و دلبستگى، جرم مىآورند و مجرم، مُحرم نمىگردد. ميقات، مژدهاى براى ترك معصيت و احرام واقعى است. حضور در ميقات، به معناى درك محضر پروردگار است تا با او پيمان بندد كه اوصاف حيوانى را رها نمايد، از شيطان، پيروى نكند و زحمات انبيا را قدر شناسد.
بايد در ميقات، از گناه خالى شد، به عالم نور وارد گشت، فروتنى را تجربه كرد و از لباس جرم و معصيت خارج شد. امام سجاد(ع) در حديث شبلى به اين حقيقت نورانى چنين اشاره مىكند:
قال: فَحِينَ نَزَلْتَ الْمِيقَاتَ نَوَيْتَ أَنَّكَ خَلَعْتَ ثَوْبَ المَعْصِيَةِ وَ لَبِسْتَ ثَوْبَ الطَّاعَةِ قَالَ لاَ. 1
حضرت پرسيد: «آنگاه كه به ميقات فرو آمدى، نيت كردى كه لباس نافرمانى را درآورده، لباس طاعت بپوشى»؟ گفت: «نه».
در واقع اگر حاجى هنگام رسيدن به ميقات، از مخالفت الهى دست نكشد، ميقات و احرام را درك نكرده است. سالك بايد به هنگام پوشيدن لباس احرام و درآوردن لباسهايش، از گناهان خود نيز خارج شود. او بايد قصد كند كه از لباس مخالفت بيرون رود. به يقين، كارهاى حرام و حتى مكروه، مانعى بر سر راه ارتباط با خدا مىباشند.
زائرى كه اراده وصال دارد، بايد از خواستههاى نفسانى خود بكاهد و با شوق و تلاش فراوان، خود را براى درك رحمت الهى آماده كند. رهروى كه قصد رشد دارد بايد از پستى گناه بگذرد.
بيرون آوردن لباس براى احرام، به معناى كندن ريشههاى هوا و محبت دنيا از قلب است. بايد حاجى نيت كند كه از هواى نفس پيروى نكند و چشم خود را بر زينتهاى دنيا ببندد. امام زينالعابدين(ع) در حديث شبلى، سرّ كندن لباس را اينگونه بيان فرمود: