44انتقاد سازنده نهتنها تحقير و اهانت نيست، بلكه هديه است و كيست كه از گرفتن هديه ناراحت شود، مگر انسان نادان. گاهى تذكر و انتقاد بهجا از سوى دوست، بهگونهاى مؤثر است كه شخص انتقاد شونده را تكان مىدهد و به اصلاح خود مىپردازد و خيلى زود عيب خويش را برطرف مىكند.
خيلى دلش مىخواست هنگام زيارت «حال» داشته باشد. شنيده بود كه «بقيع» گريهآور است و بدون روضه، حال انسان منقلب مىشود و بىاختيار، اشكها روان مىشود. از خودش تعجب مىكرد كه چرا چنين نيست. به حال همسفر ديگرش غبطه مىخورد كه چگونه دل از حرم و بقيع نمىكند و همواره، شانههايش از گريه مىلرزد و حال معنوى خوشى دارد؛ اما خجالت مىكشيد در اين باره سخنى با او بگويد. بالاخره طاقت نياورد و مشكل خود را با دوستش كه با هم صميمى بودند، مطرح كرد. دوستش دست روى نقطه حساس گذاشت و گفت: «برادرجان! اين سفر، سفر سياحت و تفريح و خوشگذرانى نيست. پيدا كردن «حال» نتيجه درك موقعيت و شناخت و معرفت است. غذاهاى چرب و خوشمزه هتل را با ولع خوردن و يك پپسى يا فانتاى گازدار روى آن نوشيدن و بعد دسر موز و ميوه را تا آخر در شكم انبار كردن، يك ليوان چاى داغ هم روى آن نوشيدن و تتمه اوقات را هم به شوخى و خنده و غفلت گذراندن و خداى نكرده، پشت سر ديگران غيبت كردن، ديگر حالى باقى نمىگذارد».
گفت و گفت و حاجى ما همچنان گوش مىداد. ناگهان احساس كرد، حسرت روزهاى سپرى شده و شبهاى به غفلت گذشته بر سرش آوار شده است. آهى كشيد و گريه سرداد... و آن شب گذشت. فردا صبح، در اتاق نبود. پس از ساعتى از طلوع آفتاب، آرامآرام از پلهها بالا مىآمد.
معلوم بود كه پيش از اذان صبح، روانه حرم شده بود. نماز صبح در حرم و اول روز در بقيع... با چشمى كه از فرط گريه در كنار مزار ائمه قرمز شده بود. 1