289مىبستند و در موارد نياز از لغزشهاى افراد خطاكار چشمپوشى مىكردند. خداوند درباره پيمانشكنى و آزار يهوديان به رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) مىفرمايد:
فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِيثٰاقَهُمْ لَعَنّٰاهُمْ وَ جَعَلْنٰا قُلُوبَهُمْ قٰاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لاٰ تَزٰالُ تَطَّلِعُ عَلىٰ خٰائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاّٰ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (مائده: 13)
بهخاطر پيمانشكنى، آنها را از رحمت خويش دور و دلهاى آنان را سخت و پر قساوت كرديم. آنان كلمات الهى را از موردش تحريف مىكنند و بخشى از آنچه را به آنها گوشزد شده بود، فراموش كردند و پيوسته از خيانتى [تازه] از آنها آگاه مىشوى؛ مگر عده كمى از آنان؛ ولى از آنها درگذر و صرف نظركن كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
خداوند در اين آيه از پيامبر مىخواهد، اگرچه از اعمال آنان آگاهى، اما در حقشان بخشش و تغافل داشته باش. برخورد رسول اكرم با مردم مكه نيز از مصاديق روشن اين موضوع است.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) پس از فتح مكه، عفو عمومى اعلام كرد. يكى از افرادى كه مشمول چشمپوشى و گذشت شد، هباربناسود بود. او كسى بود كه وقتى ابوالعباس بن ربيع (داماد پيامبر)، همسر خود زينب (دختر پيامبر) را - درحالىكه باردار بود - به مدينه فرستاد، در ميان راه زينب را ترساند و بچهاش را سقط كرد. هبار، نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) آمد و از رفتار زشتش ابراز پشيمانى كرد و عذر خواست و گفت: «يا رسول الله ما اهل شرك بوديم. خداوند به وسيله تو ما را هدايت كرد و از نابودى نجات داد. پس از نادانى من و آنچه از من بر شما رسيده است، چشمپوشى كن». پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: «از تو گذشتم. خداوند با احسان به تو به اسلام هدايتت كرد». 1