287موقعيت ناگزير مىشود از خطاهاى ديگران چشمپوشى كند.
در كف شير نر خونخوارهاى
غير تسليم و رضا كو چارهاى
اين نوع تغافل، تأثير تربيتى ندارد و بىفايده است؛ زيرا انگيزه تربيتى در آن نيست و فرد خطاكار متوجه لغزشش نمىشود؛ چه بسا سكوت و چشمپوشى، فرد خاطى را به ادامه رفتارش بىباكتر كند. 2. فرد، توانايى تذكر دادن و انتقاد كردن را دارد و از آنجا كه اين كار، موجب زحمت و درگيرى مىشود و او راحتطلب و عافيتطلب است، از شخص خطاكار مىگذرد. چنين تغافلى هم ارزش تربيتى ندارد.
3. گاه شخص، قدرت امر به معروف و نهى از منكر را دارد و راحتطلب هم نيست، بلكه ناديده گرفتن رفتار ناپسند ديگران، جنبه تاكتيكى دارد؛ يعنى چون اوضاع براى تذكردادن مناسب نيست، سكوت مىكند و به انتظار روزى مىنشيند كه قدرت و شرايط انتقاد فراهم آيد.
اين نوع تغافل، بايستى با پيشامدهاى احتمالى از تذكر سنجيده شود كه كدام سود و زيان بيشترى دارد. چنانچه چشمپوشى نتيجه بهترى دارد، بايستى تغافل كرد تا زمان مناسبى براى بهرهبردارى از روشهاى ديگر تربيتى فراهم آيد.
4. گاه فرد، از تذكردادن و يادآورى مستقيم خطاى شخصى چشمپوشى مىكند تا او را تربيت كند و از ارتكاب دوباره رفتارش بازدارد. انسانى كه در كمال قدرت است، وقتى از اشتباه زيردست خود آگاه شود و به روى او نياورد، با اين كار وجدان اخلاقى او را بيدار مىكند. بديهى است كه اين نوع تغافل، هم انگيزه الهى دارد و هم نقش تربيتى و اصلاحى 1؛ براى مثال وقتى پدر و مادرى از اشتباه فرزند خود با خبر مىشوند و پشيمانى را در رفتار او مىبينند، خود را به بىخبرى مىزنند تا فرزند براى حفظ