278فريبكارى است. آنان با رفتارى صادقانه با ديگران، راه صواب را مىپيمايند و چون مردم را از همنوعان يا همكيشان خويش مىشمارند در رفتارهاى فردى و اجتماعى، با صداقت و سلامت با آنان روبهرو مىشوند. اما متأسفانه افرادى كه از صداقت بهرهاى نبردهاند، در روابط اجتماعى خود، در پى فريبدادن ديگران، براى به دست آوردن موقعيت اجتماعى يا زرق و برق دنيايى هستند و براى رسيدن به اهداف غيراخلاقى خود، از زيان رساندن به ديگران پروايى ندارند.
اى مسافر قبله! آيا از نشانههاى صادقين برخوردارى؟ آيا به پيمان خود استوارى؟ آيا با خود عهد مىبندى كه به ناتوانان و پيران همسفر خود كمك كنى؟
روزى زائرى با دوستش قرار گذاشته بود كه وقتى طوافشان تمام شد، نزديك پلههاى زمزم يكديگر را ببينند تا با هم، بقيه اعمال را انجام دهند و به كاروان برگردند.
زائر پس ازطواف، به وعدهگاه آمد و به انتظار ايستاد. اما هرچه صبر كرد، از دوستش خبرى نشد.
ناچار خودش نماز خواند و به طرف «صفا» رفت تا سعى را شروع كند؛ ولى مرتب برمىگشت و به اطراف نگاه مىكرد تا شايد دوستش را ببيند؛ ولى هيچ خبرى نبود. در حين سعى هم لحظهاى از فكر دوستش غافل نبود، و نگران بود كه شايد كنار پلههاى زمزم منتظر باشد!
زائر به «مروه» رسيد و همين كه خواست دور بزند، چشمش به دوستش افتاد. حيرت او زمانى بيشتر شد كه دوستش گفت:«من اعمالم را تمام كردم!» به او گفت: «مگر قرارمان فلان جا نبود؟ نيم ساعت منتظرت بودم».
آنگاه دوستش گفت: «عجب! واقعاً شرمندهات هستم. فراموش كردم. معذرت مىخواهم». 1