251آموخت و به دست شما توبه كرد و از بركت و شفقتى كه بر امت جدّ خود داريد، برخوردار شد». 1
اگر از فردى كه عملى خطا را مرتكب شده است، انتقاد كنيم، ممكن است باعث خشم، خشونت و حتى كينه و دشمنى شود؛ زيرا ضربۀ روحى و آسيب، به شخصيت فرد مورد انتقاد، وارد شده است. اگر چه در ظاهر از عمل خود دفاع مىكند و براى آن دليل مىآورد، ولى در حقيقت از غرور و شخصيت خود دفاع مىكند.
انسانها ممكن است مطالب و عقايدى را بدون دليل بپذيرند و اگر از آنها دليلى براى پذيرش آنها بخواهى، پاسخى نداشته باشند. اما اگر بخواهى آن عقيده را از آنان بگيرى ديوانهوار از آن دفاع مىكنند؛ زيرا گرفتن آن عقيده را ضربه به شخصيت خود تلقى مىكنند؛ اما اگر تلاش شود كه شخصيت فرد محفوظ بماند و ويژگىهاى فردى او يادآور و سپس ايراد كارش بيان شود، احتمال پذيرفتن و مقاومت نكردن در مقابل نقد بيشتر مىشود.
اى خواهر گرامى! اگر همسفرتان در حفظ كردن پوشش كامل كوتاهى مىكند و در انظار عمومى با لباسهايى ظاهر مىشود كه شايسته زائر حرم نبوى و قبور اولياى الهى نيست، ابتدا ويژگىهاى مثبت او را شناسايى كنيد؛ مانند تقيد او به نماز اول وقت، تلاش وى در كمك كردن به ديگران و علاقه او به ختم قرآن و ختم صلوات. سپس مشكل پوشش او را يادآورى كنيد.
4. رعايت كردن ادب
يكى ديگر از شرايط انتقاد، رعايت كردن ادب و احترام است. براى انتقادبايد با مردم به ملايمت، مدارا و محبت سخن گفت. تذكرى كه آميخته به ملاطفت باشد، بيشتر نتيجه مثبت مىدهد و در شنونده، اثرى مفيد مىگذارد و عيب و نقص وى را رفع مىكند؛ به اين ترتيب منتقد نيز به اهداف انتقادى و تربيتى خويش مىرسد. پيامبر