239
فصل دهم: انتقاد سازنده
درآمد
در گذشته كه ضرب سكه، در كنترل دولتها نبود، افراد سودجويى پيدا مىشدند و سرب را بهجاى نقره ضرب مىكردند و سكه تقلبى را به جاى سكه واقعى مىدادند. براى اينكه سكه واقعى را از سكههاى تقلبى تشخيص دهند، به صَراف (سكهشناس) مراجعه مىكردند و او سكهنقره را از سكهسربى جدا مىكرد. به اين عمل جداسازى، «انتقاد» و به صراف منتقد مىگفتند.
امروزه موضوع انتقاد از معناى لغوى فراتر رفته است و در هر موردى كه صاحبنظرى عيبهاى موضوعى را شناسايى مىكند، انتقاد مىگويند؛ براى مثال، شاعرى قصيدهاى مىسرايد و براى آگاهى از نقصهاى آن، قصيده را نزد استاد شعر مىفرستد. استاد، آن را با دقت مىخواند و ضعفهاى ادبىاش را اصلاح مىكند. به استاد، منتقد و به عمل اصلاحش انتقاد مىگويند.
انتقاد، ابزارى براى شناخت درست از نادرست است. مردم را واقعبين و افكار و رفتار آنان را اصلاح مىكند. راه رشد و ترقى را به روى فرد و جامعه مىگشايد و زمينهتعالى و تكامل آنان را فراهم مىآورد. دانش بشر، در پرتو انتقادهاى دقيق مردان عالم، پيشرفت مىكند و مدارج عالى را مىپيمايد. انتقاد صحيح، مردم را متوجه گناهان خود مىكند؛ به اين ترتيب، اخلاق خوب را از بد و اعمال پسنديده را از رفتار ناپسند تميز مىدهند و مسير رستگارى را مىپيمايند.