199هر فردى در جامعه، داراى موقعيت و جايگاهى است كه براساس آن مىتواند نقش مفيد و سازندهاى داشته باشد؛ اما تحقير او سبب مىشود تا كارى كه از او به سود جامعه بر مىآيد، درست انجام نشود و از او استفادۀ لازم را نبرند؛ همانطور كه در طول تاريخ، شيوۀ رايج مقابله با پيامبران بود. هرگاه پيامبرى به رسالت مبعوث مىشد، مخالفان او با تمسخر و استهزاء اجازه نمىدادند مردم به او بگروند و از او استفاده كنند. خداوند در اين باره مىفرمايد: ( وَ مٰا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ كٰانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ) ؛ «هيچ پيامبرى به سراغ آنها نمىآمد مگر اينكه او را مسخره مىكردند». (حجر: 11)
عوامل تهديد كنندۀ آبروى ديگران
1. عوامل درونى
بعضى از عوامل تجاوز به حيثيت ديگران، علل روحى و روانى و ريشه در خصوصيات اخلاقى فرد دارد. اين حقيقتى ثابت است كه پيوسته رفتار اجتماعى، در اخلاق فردى ريشه دارد و از آن جدا نيست. در واقع، ارزشهاى مثبت و منفى در روابط اجتماعى، نتيجۀ ويژگىهاى با ثبات فردى است كه در روح و جان افراد نفوذ مىكند. اين ارزشها تأثير خود را در سطح جامعه مىگذارند و نتايجى تلخ و شيرين به بار مىآورند. اگر اين ويژگىهاى روحى و اخلاقى، فاضله باشند، منشأ اخلاق و خصائل پسنديدۀ اجتماعى مىشوند و اگر رذيله باشند، منشأ كارها و رفتارهاى ناشايسته اجتماعى و برخوردهاى نادرست با ديگران خواهد شد.
سه عامل مهم سبب مىشوند كه انسان، شخصيت ديگران را در جامعه تحقير كند و آبرويشان را بريزد. اين عوامل باهم ارتباطى نزديك دارند كه عبارتند از حسد، خودخواهى و دشمنى. اين سه عامل اصلى روانى، تهديد كنندۀ حيثيت ديگران است كه به آن مىپردازيم: