167اينجا به مواردى اشاره مىكنيم كه نبايستى از خطاى ديگران گذشت.
1. اگر فردى حقوق عمومى را زير پا گذارد، عفو و گذشت اثر مطلوبى نخواهد داشت و نبايست از حق عموم افراد جامعه گذشت.
2. اگر فرد خطاكار با اشتباهش، احساسهاى عمومى را جريحهدار كند، حتى اگر حق، فردى باشد، مجازات و انتقام از چنين فردى، التيامبخش احساسات عمومى است.
3. توهين و اهانت به اعتقادات مذهبى، خط قرمز در همۀ اديان است. كسانى كه به اعتقادهاى ديگران اهانت مىكنند، شايستگى عفو و گذشت را ندارند. همانطور كه قرآن كريم جامعه را از پذيرفتن توبۀ شخص مرتد منع مىكند.
4. كسانى كه به جايگاه والاى نبوت، ولايت و شخصيت حقوقى ولى الله جسارت مىكنند، شايستگى عفو و گذشت را نخواهند داشت.
دربارۀ اينكه نبايستى همه جا از خطاى ديگران گذشت، جريان زير خواندنى است:
شخصى به نام «عُمر بن فرج»، از دشمنان اهل بيت در زمان امام جواد و امام هادى 8 ، بود و موجب مزاحمت براى آنان مىشد. او با چپاول، رشوه و دزدى، ثروت فراوانى براى خود انباشته بود. وى به دليل نفوذى كه در حكومت طاغوتى بنىعباس داشت، مدتى فرماندار مدينه شد و در حق خاندان نبوت، بسيار خشن بود. او گستاخى را به جايى رساند كه روزى با كمال پررويى به امام جواد (عليه السلام ) گفت: «به گمانم تو مست هستى». امام جواد (عليه السلام ) فرمود: «خدايا تو مىدانى كه من، امروز را براى رضاى تو روزه گرفتم. طعم غارت شدن و خوارى اسارت را به عمر بن فَرَج بچشان».
طولى نكشيد كه متوكل در سال 233ه.ق، بر او غضب كرد و دستور داد براى ماليات، 120 هزار دينار از او و 150 هزار دينار از برادرش گرفتند. بار ديگر نيز بر او غضب كرد و دستور داد هر چه مىتوانند بر پشت گردن او ضربه بزنند و شش هزار پسگردنى به او زدند. بار سوم هم بر او غضب كرد و او را كشانكشان به بغداد بردند و همانجا اسير بود تا مُرد.