148
5. خيرخواهى
معناى خيرخواهى بسيار وسيع است. ولى بهطور اجمال، در جايى گفته مىشود كه شخصى خواهان خير و سعادت ديگرى باشد، او را بهسوى نيكبختى رهنمون شود و مصلحتش را با خلوص در نظر بگيرد. درحالىكه عرف تنها آن را اندرز زبانى مىداند. رسول گرامى اسلام، يكى ديگر از حقوق برادر مؤمن را نصيحت و خيرخواهى بيان فرموده است.
هرگاه واژه نصيحت در مباحث اخلاقى بهكار رود، نقطه مقابل حَسَد است. نُصح در اخلاق، يعنى خيرخواهى و اينكه انسان نه تنها خواهان زوال نعمت از ديگران نباشد، بلكه بقاى نعمت و فزونى آن را براى همگان بخواهد.
نبى مكرم اسلام (صلى الله عليه و آله ) خيرخواهى را برترين منزلت نزد پروردگار معرفى كرده است و مىفرمايد:
انّ اعظَمَ النَّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللهِ يَومَ القيامَةِ امشاهُمْ في أرضِهِ بالنّصيحَةِ لخَلقِهِ. 1
به درستى كه بلندمرتبهترين مردم در پيشگاه خداوند در قيامت كسى است كه در خيرخواهى مردم بيشتر تلاش كند.
خيرخواهى در اسلام تنها توصيهاى اخلاقى نيست، بلكه از ضروريات است؛ بهخصوص اگر از كسى درخواست مشورت شود. امام صادق (عليه السلام ) فرمود: «
يَجِبُ للمُؤمِنِ عَلَى المؤمِنِ النَّصيحَةُ له في المَشْهَدِ و المَغِيب » 2؛ «بر مؤمن واجب است كه خيرخواه [برادر] مؤمن [خود] باشد؛ چه در پشت سر و چه در حضور او».
لقمان حكيم در سفارشهاى خود به فرزندش مىفرمايد: «هنگامى كه با كسانى همسفر شدى، خيرخواه آنها باش و چنانچه با تو مشورت كردند، خيرخواهانه آنها را مشورت بده».