92اين در حالى است كه آيات متعدد قرآن و شواهد تاريخى و همچنين فتاواى اهل سنت بر خلاف اين نظريه نادرست است.
«زينى دحلان» مىگويد:
هركس ذكرهاى پيشينيان و دعاها و اوراد آنان را دنبال كند، در آنها مقدار زيادى از توسل به ذوات مقدسه مىيابد. كسى بر آنان ايراد نگرفت، تا اينكه اين منكران (وهابيان) آمدند. اگر قرار باشد كه نمونههاى توسل را جمع كنيم، كتابى عظيم مىشود. 1
«نووى» در برخى از كتابهايش قائل به استحباب توسل شده است. 2
نورالدين سمهودى مىگويد:
استغاثه و شفاعت و توسل به پيامبر و جاه و بركت او نزد خداوند از كردار انبيا و سيره سلف صالح بوده و در هر زمانى انجام مىگرفته است؛ چه قبل از خلقت و چه بعد از آن، حتى در حيات دنيوى و در برزخ. هرگاه توسل به اعمال صحيح باشد، همانگونه كه در حديث غار آمده، توسل به پيامبر اولى است. 3
«حسن بن على سقاف شافعى» مىگويد:
توسل، استغاثه، طلب شفاعت از بزرگ مردم (محمد پيامبر و چراغ تاريكىها) از امور مستحبى است كه بر آن تأكيد فراوان شده است، بهويژه هنگام گرفتارىها، و سيره علماى اهل عمل