63پيشواى مردم قرار دادم. ابراهيم عرض كرد از دودمان من [نيز امامانى معين كن]! خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد.
در اين زمينه به نكاتى اشاره مىشود:
نكته اول: ابراهيم در ايام پيرى از خداوند چنين خواست؛ زيرا با استناد به آيات قرآن و گزارش تاريخ در ايام جوانىاش، ذريهاى نداشت تا براى آنها امامت درخواست كند، بلكه خداوند اسماعيل و اسحاق را در روزگار پيرىاش به او داد:
( اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمٰاعِيلَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعٰاءِ (ابراهيم:39).
حمد خداى را كه در پيرى اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد. بىگمان پروردگار من شنونده [و اجابت كننده] دعاست.
نكته دوم: برپايه آيه ياد شده (124 بقره) مقام امامت از مقام نبوت برتر است؛ زيرا حضرت ابراهيم بعد از دوران نبوتش و تحمل امتحانهاى سخت، از ويژگى امامت برخوردار شد.
نكته سوم: از تعبير إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً... ؛ «من تو را امام قرار دادم» مىتوان فهميد كه مقام امامت انتصابى است نه انتخابى و نكته چهارم اينكه از جمله لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ ، مىتوان عصمت امام را ثابت كرد. علامه طباطبايى در اينباره مىنويسد:
مردم را به چهار گروه مىتوان تقسيم كرد:
الف) كسانى كه در سراسر عمر خود ظالمند؛
ب) كسانى كه در سراسر عمر خود هيچ ظلمى نكرده و ظالم نشدهاند؛
ج) كسانى كه در آغاز عمرشان ظالم بودند و در پايان عمر خود ظلم نمىكنند؛
د) كسانى كه در آغاز عمرشان عادلند، اما سرانجام ظالم مىشوند.
ذريه حضرت ابراهيم(ع) هم در جرگه يكى از اين گروهها جاى مىگيرند. پس اين پرسش مطرح مىشود كه حضرت ابراهيم براى كدام قسم از ذريۀ خود درباره اعطاى مقام رفيع امامت به آنان از خداوند درخواست كرد؟ شايستۀ مقام رفيع ابراهيم نيست