76چنان تأثيرى بر گروگانگيران وهابى گذاشت كه آرام آرام اشك مىريختند. در چند روز آخر كار به جايى رسيد كه هر كدام از فرماندهانشان مىآمدند از ايرانىها مىخواستند، برايشان قرآن تلاوت كنند. 1
نگاهى به سير انديشه تحريفناپذيرى قرآن
ريشه بحث تحريفناپذيرى قرآن را بايد همزمان با نزول قرآن و در متن آيات وحى يافت. در ذكر دلايل مصونيت قرآن از تحريف، اشاره مىكنيم كه سنگ بناى خللناپذيرى الفاظ قرآن را، خود قرآن پى گذاشته است.
دانشمندان شيعى تا دوره اخير از اين موضوع استقبال كردهاند. تنها در عصر صفوى (906- 1134 ه .ق) كه تا حدودى براى جمعآورى اخبار فرصتى فراهم شد و روايات تحريفنما نيز در بين منابع حديثى، تفسير بالمأثور، تفاسير روايى و شرح اخبار قرار گرفتند و تنى چند از اماميه، مانند «سيد نعمة اللّه جزائرى» و «ابوالحسن فتونى»، با استناد به اين اخبار، به تحريف قرآن متمايل شدند. اما اكثريت قاطع اماميه، همچنان به بررسى اين روايات پرداختند و به تحريفناپذيرى قرآن گواهى دادند، كه در مباحث آينده به اسامى بسيارى از آنان اشاره مىشود. تنها كتاب «فصل الخطاب» «محدث نورى» (م/ 1320 ه .ق) در آن بستر تاريخى، چالشى ديگر بود و پس از تأليف آن، دانشمندان اماميه به اين مسئله توجه بيشترى نشان دادند و دهها كتاب مستقل درباره مصونيت قرآن از تحريف نوشتند. 2
در اين نوشتار، به برخى دلايل اشاره مىكنيم كه اثبات مىكنند شيعيان جز همين قرآن حاضر، قرآن ديگرى ندارند. اين دلايل در چارچوب دلايل قرآنى، روايى، عقلى، اجماع، و اعتراف ديگران قرار مىگيرند.