74جاى تعجب است كه فردى چون «فخر رازى» در ذيل آيه شريفه: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ (حجر: 9) بگويد: «اين آيه، دليل بر ابطال قول شيعه است كه قائل به تغيير، زياده و نقصان در قرآن شدهاند!» 1
اگر منظور او، بزرگان و محققان شيعه است كه هيچ يك از آنان چنين اعتقادى نداشتهاند و اگر مقصود وى، وجود قول ضعيفى در اين باره، در شيعه است، نظير آن در اهل سنت نيز موجود است كه هيچ يك به آن اعتنايى نكردهاند. 2
متأسفانه شبههپراكنى مغرضان در باورهاى شيعه، تنها مربوط به قرون گذشته نيست و در قرون اخير نيز اين غرضورزىها فزونى يافته است. افرادى، مانند: «محمدبن عبدالوهاب» (م1206 ه .ق) - كه سلسلهجنبان آنان است - و پس از او پيروان سلفىاش 3هستند كه بر اين اتهام پافشارى مىكنند. 4
آثار شبههپراكنى مخالفان
در واقع ادعاى وهابيّان در رابطه با مصحف پنهانى شيعيان، براى جامعه مسلمانان، دلمشغولى ايجاد كرده است كه از جمله پيامدهاى زيانبار آن، ايجاد ترديد در باورهاى بخشى از اهل قبله نسبت به برخى ديگر است. عدهاى از مسلمانان، متأثر از اين شبهات گمان مىبرند، شيعه با قرآن فعلى بيگانه است و به جاى آن با مصحفى پنهانى سر و كار دارد. 5