466لقاء را شهادت مىداند؛ زيرا پسنديده جانان است. امام حسين (ع) نيز در موقعيتى قرار گرفتند كه بهترين مرگ برايشان فراهم شد و همواره در طول حركت، شكرگزار اين نعمت الهى بودند. از جمله كسانى كه نگاه عرفانى به عاشورا داشتهاند و عاشورا را بيانگر درستى راهشان مىدانند، مىتوان به «سنايى غزنوى»، «اقبال لاهورى» و «عمان سامانى» اشاره كرد.
گفتار ششم: مشروعيت خلافت يزيد و مسئله لعن او از ديدگاه اهل تسنن
نقطۀ عزيمت موضعگيرى تاريخى - كلامى اهل تسنن درباره قيام و شهادت امام حسين (ع) ، مسئله مشروعيت يا عدم مشروعيت خلافت يزيد و جواز يا رد لعن يزيدبن معاويه است. 1
هيچ مورخ و عالم منصفى نمىتواند از نقلهاى مسلم و متواتر و تاريخى درباره كفر يزيد، چشمپوشى كند. با اين حال، اگر يزيد در مواجهه با واقعه كربلا سكوت مىكرد، هواداران او مىتوانستند به راحتى شخصيت حقيقى او را در پس پردهاى از روايات جعلى پنهان كنند، اما طبع جاهلى يزيد، اين فرصت را از او گرفت؛ بهطورىكه اشعار معروف او بعد از جنايتهاى كربلا، كفرش را به اثبات قطعى رساند و رشتههاى هواداران او پنبه شد و پس از آن حساب مورخان وعالمان منصف، از عالم عنود جدا گشت. منابع تاريخى اهل تسنن، نظير مقتل خوارزمى و «تذكره سبط ابن جوزى» اشعار كفرآميز يزيد را به صراحت نقل كردهاند. يزيد، مست جاهطلبى با عصا به دندانهاى مقدس سيدالشهداء (ع) مىزد و با مثال زدن اشعارى كه «ابن زبعرى» شاعر مشركان در احد، براى شادكامى از شكست مسلمانان سروده بود، و ابياتى را در ادامه آنها مىسرود: 2
لَيتَ اشياخِى بِبَدرٍ شَهِدُوا
جَزعَ الخَزرَجِ مِن وَقعَ الاَسل