431خطبهها و نامههاى خود مبانى نظرى امامت و ولايت آنان را بهدست داد. 1 نيز فرمود: « نحن شجرة النبوه و محط الرسالة و مختلف الملائكة و معادن العلم و ينابيع الحكم »؛ «ما درخت نبوّتيم و رسالت و آمد و شد فرشتگان رحمت و گنجهاى دانش». 2 آن حضرت در سخن ديگرى، امامان را احياكننده علم و از بينبرنده جهل دانست: « هم عيش العلم و موت الجهل ». 3امام در نامهاى به معاويه نوشت: «از خدا اطاعت كنيد و از رسول و اولوالامر فرمان بَريد. اين آيه در حق ما اهلبيت است نه شما. اى معاويه آيا نمىدانى كه امامان از ما هستند و از شما نيستند». 4
پس از آن حضرت، حسنين عليهماالسلام و نيز ائمه هدى عليهم السلام هر يك در معرفى خود، چونان بخشى از رسالت امامت، اهتمام داشتند. امام باقر (ع) براى بيان اهميت و موقعيت اهلبيت عليهم السلام ، كوشش بليغى كرد. از سخنان آن حضرت است كه فرمود: « آل محمد ابواب الله و سبيله و الدعاة الى الجنة و القادة اليها »؛ «فرزندان پيامبر، درهاى علوم الهى و راه رسيدن به رضاى او و دعوتكنندگان به بهشت و راهبران مردم بدان هستند». 5 امام صادق (ع) در مراسم عرفه، در حضور حُجاج مناطق مختلف، از امامت رسول الله و اجدادش سخن گفت و خود را جانشين آنان معرفى كرد. 6 بىترديد برخى از حاضران، شنيدههاى خود را به ديگران منتقل كردند و موجب آشنايى آنان با اهلبيت عليهم السلام شدند.
شعراءِ محبِ اهلبيت نيز در معرفى ايشان، نقش مهمى داشتند. ازاينرو، امامان به شاعران شيعى خيلى احترام مىگذاشتند؛ زيرا آنان حقايق را در ميان مردم، منتشر مىكردند.