298نه فقط جائز است، بلكه مستحب و گاهى به حكم تبرى از دشمنان خدا و رسولخدا (ص) واجب است؛ چون لعن اينها و امثالشان در واقع تبرى و بيزارى از خط و مشى آنها و نيز بيزارى از دوستان و پيروان آنها است.
سب و لعن صحابه به يكديگر
در اين بخش مىخواهيم، واقعيتهاى تاريخى را درباره سب و لعن با استناد به منابع معتبر بررسى كنيم و قضاوت را به خوانندگان گرامى بسپاريم.
1. در برخى گزارشهاى تاريخى و نيز تفسيرى و حديثى آمده است كه فردى به نام «حرقوصبن زهير» ملقب به «ذوالخويصره» هنگامىكه پيامبر اسلام (ص) غنيمتهاى غزوه «حنين» را در محلى موسوم به «جِعِرانه» قسمت مىكرد، لب به اعتراض گشود و آن حضرت را به بىعدالتى متهم كرد. اگرچه عدهاى از ياران پيامبر، خواستار مجازات فرد معترض شدند، حضرت ديگران را از تعرض به وى بازداشت. در همين ماجرا پيامبر (ص) از شكلگيرى گروهى تندرو (موسوم به مارقين) خبر داد كه بعدها در قالب خوارج در جامعه اسلامى ظاهر شدند. آنان بعدها با اجتهادات شخصى خويش بسيارى از مسلمانان را كافر خواندند و ريختن خونشان را مباح دانستند.
2. امام محمد غزالى روايت مىكند:
سمع رسول الله (ص) ابابكر و هو يلعن بعض رقيقه فالتفت اليه و قال: يا ابابكر اصديقين و لعانين كلا و رب الكعبه مرتين او ثلاثا ... 1؛
ابوبكر برخى از بردگان خود را لعنت مىكرد كه رسول خدا شنيد و گفت: اى ابوبكر، صديق و لعنت! صديق و لعنت! (دو يا سه بار اين كلمه را تكرار فرمود) نه، قسم به خداى كعبه ...