251حق شفاعت آنها نزد خدا، باور داشته باشد، هرگز مشمول آيات نفى و نهى كننده شفاعت نخواهند بود. 1 بلكه مشمول آيات ذيل است:
يعنى آياتى كه به حق شفاعت با اذن الهى اشاره دارند.
1. مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ؛ «كيست كه نزد خدا شفاعت كند، مگر به اذن او». (بقره: 255)
2. مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ؛ «هيچ شفيعى نيست، مگر پس از اجازه او». (يونس:3)
از طرف ديگر نيز بايد توجه داشت كه مهمترين ادعاى وهابيان اين است كه شفاعتِ از غير خدا، كارى مشركانه است و واسطه تراشى در درگاه خداست. 2 وهابيان يا خود را به تجاهل و تغافل مىزنند و يا نمىدانند كه درخواست شفاعت از انبياء و اولياء به معناى پرستش آنها نيست؛ زيرا درخواست دعا و شفاعت از آنان با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت شافعان نيست، بلكه مانند كمك گرفتن از هزاران وسيله ديگر است كه با توحيد ربوبى و عبادى منافات ندارد.
بنابراين نمىتوان گفت شفاعت، شرك يا در حرام است؛ چون در واقع شفاعت همان طلب دعا از غير خدا است. درخواست شفاعت، تنها در صورتى شرك است كه انسان، فرد شافع را اله، خدا، رب، گرداننده جهان آفرينش و يا مبدأ و صاحب كارهاى خدايى بداند و او را عبادت كند؛ اما شفاعت با اين اعتقاد و انگيزه نيست.
براساس باور شيعيان، شفيعان نزد خدا جايگاه استجابت دعا دارند؛ يعنى انبياء و اولياء به تنهايى حق شفاعت ندارند و به طور مستقل مالك سود و زيان نيستند، بلكه هركارى كه مىكنند تنها با لطف وعنايت و اجازه الهى است. اگر چنين طلبى شرك