252باشد پس هر خواستهاى از غير خدا شرك خواهد بود.
از جهت ديگر، طلب شفاعت با اجازه خدا و در واقع طلب نجات، بخشش، لطف و رحمت خداست؛ خدا بايد دعا و شفاعت شافعان را بپذيرد. بنابراين حقيقت شفاعت، دعاكردنِ شفيع به درگاه الهى و درخواست بخشش از خداوند است. طلب حاجت و بخشش گاهى براى خود فرد است و گاهى براى ديگرى، كه به دو صورت در شرع سفارش شده است. بنابراين، همانگونه كه انسان مىتواند از هر فرد مسلمان و مؤمنى درخواست دعا كند - كه اين را وهابيان پذيرفتهاند - طلب شفاعت از غيرخدا هم جايز خواهد بود. البته بايد توجه داشت كه در طلب شفاعت از ديگران، تنها از كسانى مىتوان درخواست شفاعت كرد كه شايستگى شفاعت دارند، مانند پيامبران، مؤمنان صالح و فرشتگان.
قرآن كريم شفاعت را قطعى مىداند و يادآور مىشود كه شفاعت تنها با اجازه خدا انجام مىشود: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ ؛ «كيست كه در پيشگاه الهى به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او». همچنين مىفرمايد: مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ؛ «هيچ شفيعى جز با اجازه او نخواهد بود». 1
از آيات قرآن اين حقيقت روشن مىشود كه شفاعت از اصول مسلم قرآنى و اسلامى است، و كسى كه اسلام و قرآن را قبول كند، نمىتواند چنين اصلى را انكار كند. جاى تعجب است كه وهابيان خود را مسلمان مىدانند و اين اصل اسلامى و قرآنى را انكار مىكنند، آيا مسلمان مىتواند منكر ضروريات اسلام و حقايق قرآن باشد؟!.
«والسلام على من اتبع الهدى»