248مستقلاً مالك شفاعت بدانند و معتقدند كه شفاعت آنان در روز قيامت با اجازه خدا است و لذا با توجه به اين تفاوت چگونه مىتوان طلب شفاعت موحدان را با درخواست شفاعت مشركان يكسان پنداشت؟
مشركان در برابر بت دو كار انجام مىدادند:
- بتها را به عنوان اله مىپرستيدند: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ (يونس: 18)؛
- آنان را شفيعان خود مىدانستند: وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا (يونس: 18).
پرستش بتها دليل اصلى شرك آنان بود، نه درخواست شفاعت از غير خدا؛ حتى اگر طلب شفاعت دليل شرك آنها باشد، به جهت اعتقاد به الوهيت بتهاست. بنابراين درخواست شفاعت ملاك شرك نيست. 1
مشركان عصر رسالت، بتها و معبودهاى خود را عبادت مىكردند و براى آنان مقام شفاعت قايل بودند. همچنين براى آنها بدون هيچ قيد و شرطى حق شفاعت قايل بودند كه البته خداوند چنين مقامى را به آنان نداده بود. اين امور سبب شرك در اعتقاد و درخواست آنان شد، ولى اگر باور به مقام شفاعت در حق كسى باشد كه خداوند اين حق را به آنها داده است و شفاعت را نيز به اذن خدا بداند و اين اعتقاد موجب عبادت شفيع نشود، دليلى بر حرمت آن نيست.
نفى شفاعت بتها در قرآن به جهت آن است كه بتها هيچ خاصيتى نداشتند از اينرو خداوند در قرآن مىفرمايد: وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ يَضُرُّهُمْ وَ لاٰ يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هٰؤُلاٰءِ شُفَعٰاؤُنٰا عِنْدَ اللّٰهِ ؛ «آنها غير از خدا معبودهايى را مىپرستند كه نه زيانى به آنها مىرساند و نه سودى و مىگويند اينها شفيعان ما نزد خدا هستند»! (يونس: 18)
دليل سوم: شفاعت حق ويژه خداوند است. قرآن كريم مىفرمايد: قُلْ لِلّٰهِ الشَّفٰاعَةُ