243ما از افراد موجه، ارواح مقدسه و يا ملائكه الهى مىخواهيم كه براى ما طلب آمرزش كند. درخواست دعا و آمرزش از پيامبر يا صالحان، امرى پسنديده است زيرا دعاى آنان، به جهت منزلت و مقامى كه نزد خدا دارند، اجابت مىشود و طلب دعا از برادر مؤمن و نبى گرامى (ص) هيچ اشكالى ندارد؛ اگر مىگوييم: « يا وجيهاً عند الله، اشفع لنا عند الله »؛ «اى كسىكه در پيشگاه خدا مقام و منزلت دارى، شفاعت كن (دعا كن) براى ما نزد خدا» به معناى آن است كه خداوند به جهت مقام و منزلت ايشان، گناه ما را ببخشد و يا حاجت ما را برآورده كند. 1
با توجه به معنا و حقيقت شفاعت كه بيان شد، معلوم نيست وهابيان براساس كدام معيار و دليل موجهى طلب دعا از پيامبر، اولياى الهى و هر مؤمنى را در زمان حيات جايز مىدانند، (به عبارت ديگر، طلب شفاعت از شفيع زنده را بىاشكال و روا مىدانند)، ولى درخواست شفاعت، از انبياء و اوليايى را كه از دنيا رفتهاند حرام و مساوى با شرك مىدانند.
جائز بودن طلب شفاعت از پيامبر در دنيا
در صحت طلب شفاعت كه در حقيقت درخواست دعاست، شك و ترديدى نيست؛ زيرا طلب شفاعت به معناى درخواست دعا از شفيع است كه از نظر قرآن و سنت امرى معقول ومشروع است. اگر دين و سيره صحابه را ملاك قرار دهيم، مىبينيم كه در صدر اسلام رايج و مجاز بوده است و پيامبر اسلام به هيچ وجه از آن منع نكردهاند.
از سويى ديگر بايد توجه داشت كه حيات شفيع در طلب شفاعت ملاك نيست؛ زيرا طلب شفاعت در زمان حيات و ممات شفيع چون از مرز درخواست دعا فراتر نمىرود. افزون بر اين، در تاريخ و منابع معتبر آمده است كه برخى ياران پيامبر از خود